امروز : یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶

نه گفتن آسان است

 

 

ما بارها و بارها در موقعیت هایی قرار گرفته ایم که گفتن کلمه «نه» برایمان دشوار بوده است. به عنوان مثال شخصی، شما را برای ناهار به منزلش دعوت می کند، حال آنکه شما مایل به رفت وآمد با او نیستید و یا شما یک لباس جدید خریده اید و دوست شما می خواهد در صورت امکان آن را قرض کند. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که به دفعات در مقابل چنین درخواست هایی، تسلیم شده و به آنها بله می گویید ممکن است بخواهید بدانید که چرا شما هنگامی که «نه »گفتن را ترجیح می دهید «بله » می گویید.

 

شما ممکن است نگران از دست دادن ارتباطات مؤثر یا نگران واردآمدن آسیبی به روابط باشید و ارتباطات خود را به اطاعت های دائمی خود وابسته بدانید. شما همانند بسیاری از افراد چه بسا از نه گفتن احساس گناه می کنید، چون شما آموخته اید برای اجتناب از آسیب وارد کردن به احساسات دیگران، از خواسته های خود دست بکشید. بدین ترتیب ممکن است شما احساس کنید با نفی آنها به دلیل خودخواهی و خودمداری انسان بدی هستید. شما بیش از خودتان دلواپس و متوجه دیگران هستید و وقتی از شما تقاضائی می شود ممکن است احساس کنید مورد لطف و موهبت قرار گرفته اید. این امر سبب می شود تا احساس مهم بودن کنید و نگران آن باشید که در صورت مخالفت هرگز دوباره چنین تقاضایی از شما نشود. اینها، نمونه هایی از احساساتی هستند که می توانند در آزادی عمل شما مداخله کنند.

 

راه کار هایی برای آسان تر گفتن کلمه <<نه>>

 

در ابتدا باید انتظار فاجعه آمیز حاصل از«نه گفتن» را تشخیص داده و در گام بعدی آن انتظارات را با واقع نگری بیشتری بیان نمایید. برای مثال اگر دوستتان می خواهد اتومبیل شما را برای رفتن به سفر قرض کند، با گفتن کلمه نه، چه نتایج منفی ای را پیش بینی می کنید؟ آیا می ترسید به کارفرمای خود پاسخ منفی بدهید چون از برکنارشدن از کارتان در هراسید؟ اگر به استاد خود پاسخ منفی بدهید، آیا انتظار دارید نمره پایین را در آن درس کسب کنید؟

 

برای مثال ممکن است به خودتان بگوئید اگر پاسخ منفی بدهم چه بسا دوستم از این که اتومبیل را به او قرض ندادم از من ناراحت بشود، ولی دوست شما به خاطر این گونه مسایل ناراحت نیست او احتمالا به خاطر آن که کلمه «نه» را به صراحت به کار برده اید، احترام بیشتری برایتان قائل خواهد شد. ممکن است کارفرمای شما از این که حاضر به اضافه کار نشدید خوشحال نباشد؛ اما وقتی در آن روز، اضافه کاری برای شما مایه دردسر بود، امتناع امری موجه بوده است.

 

قدم بعدی، گفتن کلمه « نه »، به شیو ه ای مستقیم به طرف مقابل است، به گونه ای که قاطعیت در صدا و رفتار شما موج بزند. مطمئن شوید پیام های غیر کلامی هم سنگ کلمات هستند. آیا ارتباط چشمی برقرار می کنید؟ آیا لحن کلام شما خالی از پوزش و عذر خواهی است؟بخاطر آنکه از سنین کودکی اجتماع شما را به تسلیم شدن و مطیع بودن وادار کرده است، گفتن کلمه « نه »در دفعات نخست، بدون شرم کار بسیار دشوار خواهد بود.

 

برای آسانتر ساختن این مرحله، در موقعیت هایی که خطر پایین دارند، گفتن پاسخ های منفی را آغاز کنید. به خصوص زمانی که کاملا مطمئن هستید که حق گفتن کلمه « نه » را دارید. با این تمرین اطمینان به خود را بنا خواهید کرد و توانایی گفتن کلمه نه را در موقعیت های مشکل تر بدست خواهید آورد. به طور معمول، گفتن نه به برخی افراد آسانتر از دیگران است. احتمالا این افراد برای شما، دوستان نزدیک، غریبه ها و خانواده هستند. وقوع یک موقعیت را پیش بینی کنید و تمرین کنید که در آن موقعیت چه خواهید گفت. گفتن کلمه نه را به طریقی مستقیم و صریح تمرین نمایید.

 

در موقعیت های مشکل تری که نسبت به ماهیت و چگونگی پاسخ خود مطمئن نیستید، با گفتن این جمله به دیگران: «می توانم درباره اش فکر کنم»مقداری زمان در اختیار خود بگیرید. سپس احساسات خود را بررسی کنید چه عقاید و انتظارات نامعقولی شما را به گفتن «نه » وا می دارد. وقتی کلمه «نه » را بکار بردید و طرف مقابل همچنان برخواسته اش اصرار ورزید و اولین کلمه نه شما را نشنیده گرفت ، شما باید بر مخالفت خود پافشاری کنید. شما باید توجه آنها را بطور مؤثری جلب کنید و به آنها بگویید، من مخالف هستم.

 

تشخیص این نکته مهم است که در این جا رفتار خود خواهانه سالم وجود دارد. شما حق دارید که «نه » را به کار ببرید و از این کار احساس خوبی داشته باشید. هر قدر به احساس شخصی و خواسته های خود توجه کنید. از گفتن « بله » به دیگران احساس رضایت مندی بیشتری خواهید کرد.

 

 

♥ عاشق یادگیری باشید ♥

LoveLearning.ir 

 

 

 

لینک کوتاه :http://lovelearning.ir/?p=1364


bool(false)
Scroll Up