امروز : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷

داستان های کوتاه و آموزنده : پسر باغبان

 

پسر جوان کنار تلفن عمومی داخل رفت و شروع به شماره گیری کرد. مرد عابر توجهش به پسر بود و به مکالمه اش گوش می داد.
پسر گفت: “خانم، شما نیاز به یک باغبان برای مرتب کردن باغچه های خانه دارید؟”
و خانم در جوابش گفت:” نه من یک باغبان دارم.”
پسر گفت: “من نصف قیمتی که او از شما می گیرد در ازای کارم دریافت خواهم کرد.”
خانم گفت: “من از عملکرد او کاملا راضی هستم.”
پسر دوباره گفت: “من حاضرم پیاده رو و جدول جلوی خانه را نیز جارو کنم، در این صورت همواره اطراف خانه شما تمیز خواهد بود.”
خانم این بار هم جواب منفی داد.
پسر در حالی که لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت.
مرد عابر که تحت تاثیر حرفهای پسر قرار گرفته بود به طرف او رفت و به او گفت که از این روحیه و اصرار پسر خوشش آمده و حاضر است به او در فروشگاهش کاری بدهد.
پسر جوان گفت: “نه، ممنون. فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان فردی هستم که برای این خانم کار می کند.

 

 

♥ عاشق یادگیری باشید ♥

LoveLearning.ir 

 

 

 

لینک کوتاه :https://lovelearning.ir/?p=2020


bool(false)
Scroll Up